گمراه کردن دیگران – خودتان باشید، طبیعی طبیعی. فکر نکنید برای جلب توجه بیش تر باید نفق شخص دیگری را بازی کنید. باور کنید شخصیتی را که انتخاب کرده اید، گمراه کننده تر از شخصیت خود شماست. تازه این شخصیت موقتی است و مال شما نیست. ابدی هم نیست.
برای آنچه که هستید حرمت قائل شوید.
توجه: بهتر است که آدم به دروغ نقش یک بدجنس را بازی کند تا این که نقش یک آدم مهربان و درستکار را. مهربان های دروغین معمولاً بدجنس ترین ها هستند.
اگر دختری از شما پرسید که آیا زیباست یا نه؟ اگر زیباست جواب دهید: نه. او حرف شما را باور نخواهد کرد. اگر زشت است بگویید بله. بگذارید دستِ کم یک بار در عمرش احساس زیبایی کند.
اگر از شما پرسید آیا فکر میکنی احمق هستم؟ وقتی این سؤال را از شما می کند به این معنی است که نسبت به حماقت خودش مشکوک است و اگر مشکوک است به این معنی است که احمق نیست. در این صورت جواب دهید: نه.
این روزا بساط آه و ناله حسابی گرم شده. هرجا میری طرف داره از زندگیش میناله که آی فلان و آی بیساب. مُد شده. کلا هرچی بیشتر ناله کنی بیشتر تحویلت میگرن. تعجب می کنید؟ بزارید برم سر اصل مطلب.
تو شبکه های اجتماعی یا نه همین دوستان اطراف خودمون، تا حالا به اینا توجه کردید؟ بزارید از جمع دوستان واقعی بگم. اگر بین دوستان واقعی خودتون آدمی باشید که خیلی شاد باشید و شوخ طبع و به قول معروف همیشه خنده روی لب هایتان باشد (نه وسط ختم پدر دوستتون دیگه) از نظر دوستانتان آدمی سبک، بچه، اُسگل، مونگل به نظر می آید؛ خنگ حتی. اما اگر آدمی باشید که بسیار جدی باشید، تحویل نگیرید، همش بنالید، فحش بدید به ملت و دنیا و کمی هم چاشنیه همیشه اخم رو صورتتون داشته باشید بسیار آدم با جذبه، مَرد، چیز فهم، دنیا دیده، جدی و و و و و به حساب می آید و خیلی تحویلتون می گیرن.
این که چرا اینطوریه جای پرسش داره ولی واقعیت همیشه تلخیه. مثال دیگر در شبکه های اجتماعی، مثلا از توئیتر براتون مثال میزنم. دوستانی که بسیار خوش مشرب، توئیت های شاد و بامزه میکنن خیلی تحویل گرفته نمی شن یا شاید بهتر بگم جدی گرفته نمی شن (البته اگر توئیت های بامزه بکنن ولی هیچکسی رو تحویل نگیرن جزوه دسته بعدی محسوب می شون) و در آخر از نظر دیگران آدمی سبک و بی مزه به حساب می آیی. امـــــــــــــا، حالا بیا تو توئیتات فحش بده، به دنیا، به زندگی، همش بنال از زندگی فلانی اینطوره فلانی اونطوره آقا ببین چه تحویلت میگرن، از نظر دیگران بزرگی، چیز فهمی، به سن عقلانی رسیدی، دنیا دیده ای و و و که بماند. فالوئرات زیاد میشن یواش یواش خلاصه تحویلت میگیرن، هرچی هم بگی اصلا از نظر دیگران داری درست میگی. در کل ناله ی بیشتر و فحش بیشتر برات اعتبار و محبوبیت بیشتری میاره.
نمی دونم تا چه حد با من موافقید، شاید کاملا مخالف باشید با من ولی این چیزی هست که من تجربه کردم و دیدم. دوره ای شده که اگر تحویل نگیری کسی رو بیشتر واسه طرف جذاب میشی و این خیلی بده از نظر من. البته شاید هم تا حدودی درست باشه در هر صورت اگر خیلی با یکی گرم بگیری برای طرف تکراری میشی و با تحویل نگرفتن همیشه براش تازه می مونی. نمی دونم ولی با بقیه بخش ها مخالفم که در بالا گفتم. حتی همین بخش آخری.
نظر شما چیه؟ بالاخره بخندیم یا ناله کنیم؟
ویرایش: البته من بیشتر محیط بیرون و دنیای واقعی برام ملاکه و نیومدم گله کنم. کلن گفتم. فقط این پرسش برام پیش اومده بود که چرا اینطوره؟
انقد هرچی میشه می ندازن گردن بدحجابی و فتنه و اغتششاش و اینا که دیگه کم کم علل همه حوادث معلوم شده از قبل:
حادثه : زمین خوردن
علت : بد حجابی و نگاه کردن به بد حجاب
حادثه : ترکیدگی لوله آب منزل
علت : اسراف در مصرف آب ، حمایت از فتنه سبز
حادثه : شکستگی پا
علت : اغتشاش و آشوب در خیابان
حادثه : پریدن غذا یا آب در گلو و سرفه زیاد
علت : شعار دادن علیه ولایت فقیه و دولت منتخب
حادثه : دندان درد
علت : متهم کردن بسیجیان جان بر کف بر وابستگی به ساندیس و …
حادثه : ضعیف شدن چشم، خارش چشم
علت : علاقه مندی زیاد به رنگ سبز اموی
حادثه : ماندن دست لای درب، شکستگی یا در دفتن انگشتان
علت : نشان دادن علامت V با انگشتان در خیابان
حادثه : تصادف
علت : بوق زدن زیاد با ماشین برای حمایت از فتنه سبز
حادثه :اتصالی برق و قطعی برق، سوختگی لامپ تصویر تلویزیون
علت : نگاه نکردن و عدم توجه به اخبار جموری اسلامی و نگاه کردن ماهواره
حادثه: گوش درد
علت : گوش کردن به رادیو های بیگانه
حادثه : زلزله
علت: بد حجابی , بی بند و باری , زنا , عدم حمایت از ولی فقیه , علاقه مندی به سبز اموی
حادثه : سیل
علت: تهمت به ولی فقیه , عدم اعتماد به دولت منتخب
حادثه : گرد باد
علت: نادیده گرفتن احکام شرعی در مورد مراسم غیر مذهبی از قبیل چهارشنبه سوری
حادثه : سونامی
علت: کشیدن علائم مربوط به فتنه سبز از جمله V بر روی دیوار
حادثه : خسوف
علت: عدم شرکت در نماز جمعه به امامت نمایندگان ولی فقیه (هاشمی را شامل نمیشود!)
حادثه : کسوف
علت : عدم برخورد و جهاد بر سران فتنه و آشوب گران
حادثه : طوفان
علت : اختشاش و آشوب خیابانی , آتش زدن بانک و اتوبوس
حادثه : طوفان شن
علت : عدم حمایت از طرح هدف مند کردن یارانه های دولت
حادثه : تگرگ
علت : خواندن بیانیه های سران فتنه سبز و توزیع آن ها
حادثه : باران شدید
علت : پوشیدن لباس سبز در خیابان
آداب معرفی - هرگز نباید دو نفری را که با هم آشنا نیستند برای مدت طولانی در کنار یکدیگر تنها گذاشت. باید از قبل آن ها را به هم معرفی کرد. یادمان باشد که همیشه فرد پایین دست را (چه از نظر سنی، چه شغلی و …) به فرد بالادست معرفی می کنند.
منظور از بالادست ها این افراد هستند؛
خانم ها (در مقابل آقایان)
مسن ها (در مقابل جوانان)
رؤسای حکومتی (در مقابله بقیۀ افراد)
حتا اگر پدرتان نیز بسیار قابل معرفی باشد، هرگز اول او را به یک دوست جوان معرفی نکنید بلکه دوست را به پدرتان معرفی کنید.
«بابا، دوستم فلانی را معرفی میکنم.»
نه این که:
«آقای فلانی! پدرم را به شما معرفی میکنم.»
اما اگر بر فرض فلانی سیاه پوست است و پدرتان نیز به تبعیض نژادی معتقد است، از قبل پدرتان را از رنگ پوست او با خبر کنید.
اگر هم بعد پدرتان خواست که دوست تان را عوض کنید، پدرتان را عوض کنید.
اگر دوست تان کشفی کرده بد نیست کشف او را نیز یادآوری کنید.
«آقای فلانی را که کاشف قند شور است به شما معرفی میکنم.»
توجه: اگر آقای فلانی هیچ کشفی نکرده نباید بگویید:
«آقای فلانی را که هیچ کشفی نکرده به شما معرفی می کنم.»
برای معرفی بی نوایی که نام فامیل عجیب و بسیار مشکلی دارد کافی است او را با نام کوچکش معرفی کنید.
با درود فراوان خدمت مهمانان کلبه ی چوبی کوروش. آقا همه ما می دونیم آداب معاشرت چی هست و باید چطور در هر وضعیتی که هستم رفتار کنیم، منم قصد دارم فقط و فقط این موارد را بنویسم و جنبه آموزشی نداره چون همه شما انقدر با ادبید که من چیزی برای گفتن ندارم. فقط قصد دارم بنویسم و شاید بعدها به درد خودم خورد. اول میخوام از آداب زندگی شروع کنم.
متشکرم (مرسی) - متشکرم یکی از اولین کلماتی است که در کودکی یاد میگیریم. مشکل این است که در بچگی همیشه باید از همه تشکر کرد. باید مدام بگویید: متشکرم، ممنونم، مرسی خانم، مرسی آقا. بله.باید از همه تشکر کرد تا این که بالاخره یک روز از این که باید از تمام کرۀ زمین و مجوداتش تشکر کنید خسته و بیزار می شوید. آن وقت است که به جای تشکر خواهید گفت: «اَه»
به این می گویند رسیدن به دوران بلوغ!
شاید هم فکر می کنید در بچگی آن قدر تشکر کرده اید که حالا در دوران بلوغ سهمیه ی تشکرتان تمام شده. برای همین است که دیگر زیاد تشکر نمی کنید یا این که برای گفتن «متشکرم» وقت کم می آورید؛ یا شاید عجله دارید و درس و کارو زندگی دیگر حوصله ای برای تان باقی نگذاشته. به هرحال بعد از دوران بلوغ دیگر کم تر تشکر می کنید؛ در حالی که برای ادای کلمه «متشکرم» فقط یک ثانیه وقت احتیاج دارید. یعنی همان اندازه که «اَه» گفتن وقت می گیرد.
تشکر کردن علامت این است که کسی برای شما کاری انجام داده و آن کار در شما اثر خوبی به جا گذاشته است. برای همین باید از نانوا که نان می دهد تشکر کرد. از لبنیاتی که بقیه پول را پس می دهد تشکر کرد. از راننده ی تاکسی که زیاد و اضافه نمی گیرد تشکر کرد. از …
باید از افرادی که جای شان را در اتوبوس به شما می دهند تشکر کرد یا آن هایی که در را برایتان باز می کنند یا به شما کمک می کنند و یا …
حالا روزگاری است که ادای این کلمه شما را محبوب خاص و عام می کند.
آداب تشکر – تشکر کردن هم مانند سایر کارها آدابی دارد.
چگونه باید به یک خارجی بگویید: متشکرم.
به یک عرب= شکراً
به یک آلمانی= دانکه شون
به یک ایتالیایی= گراتزی
به یک فرانسوی= مقسی
به یک انگلیسی= تنکیو
به یک ترک= چُخ ممنون
به یک ناشنوا= کافی است فقط سرتان را خم کنید!
لطفاً - کلمۀ «لطفاً» را به شخصی می گویند که تقاضایی از او کرده باشند، مثلاً ساعت را بپرسند. ناشنی
بگیرند، کبریت بخواهند. ولی اشکال این جا است که همیشه بعد از لطفاً، باید کلمۀ «متشکرم» را هم به کار برد. (که جمعاً می شود دو ثانیه!).
البته این در صورتی است که شخص مقابل تقاضای تان را انجام دهد وگرنه شاید مجبور شوید بدوبی راهی هم نثارش کنید.
آداب پرسیدن ساعت - برای این که جلوی مردم مؤدب جلوه کنیم، باید یاد بگیریم چطور سؤال کنیم.
مثلاً چطور از یک خارجی وقت را بپرسیم.
مستر (یا میسیز) خارجی ساعت چند است؟
مستر (یا میسیز) خارجی ممکن است بگویید ساعت چند است؟
لطفاًَ ساعت را به من بگویید
Please, What time is it
البته فراموش نکنید که در موقع پرسیدن وقت نباید ملیت طرف را به رخش بکشید. مثلاً نگویید آقای فرانسوی ساعت چند است؟
بهترین انتخاب این است که بگویید:
ممکن است لطفاً بگویید ساعت چند است؟
یا میشه لطفاً بگین ساعت چنده؟
توجه: اگر به زبان مادری خویش جواب شما را داد، مسخره اش نکنید!
خواهش می کنم – «خواهش می کنم» را زمانی به کار می برند که طرف بخواهد جواب تشکر شما را بدهد. در این صورت می گویید خواهش می کنم، این که کاری نبود. (در حالی که کاری بوده کارستان). البته وقتی شما غریقی را که تصمیم به خودکشی داشته نجات می دهید (تازه بعد هم می فهمید که سینه پهلو کرده) دیگر نباید بگویید «این که کاری نبود» مخصوصاً نباید بگویید” «در خدمتم» زیرا ممکن است او به امید جواب شما دوباره دست به خودکشی بزند و خود را غرق کند. به هر حال در جواب کسی که از شما تشکر می کند همیشه باید بگویید «خواهش می کنم».
معذرت می خواهم – معذرت را وقتی می خواهند که به طرف مقابل از نظر جسمی و روحی آزار رساند باشید.
چه زمانی باید معذرت خواهی کرد؟ - وقتی از کنار کسی رد می شوید و برای لحظه ای جلوی نور آفتاب را می گیرد و او را در سایه قرار می دهید.
وقتی پای کسی را لگد می کنید. وقتی کسی را هُل می دهید. وقتی اشتباهاً کسی را به قتل می رسانید!
توجه: سربازی که در جنگ دشمن را بکشد، نیابد از خانواده ی او معذرت خواهی کند؛ بلکه اگر تیرش به خطا رفت باید از فرمانده اش عذر بخواهد.
ممکن است مرا ببخشید؟ - وقتی طلب بخشش می کنند که به طرف مقابل آزار و صدمه رسانده باشند در این صورت می گویند:
اگر می خواهید شیک به نظر بیاید بگویید:
«ممکن است مرا ببخشید؟»
از این هم شیک تر:
«از شما خواهش میکنم مرا ببخشید»
(باید هم خواهش کنید زیرا معلوم نیست او شما را ببخشد یا نبخشد!)
وقتی کسی را با اتومبیل زیر می گیرید حتماً باید بگویید:
«خواهش میکنم مرا ببخشید که شما را زیر گرفتم»
نه این که فقط بگویید:
«وای ببخشید»
و اگر هنوز زنده باشد باید در جواب شما بگوید:
«آه، خواهش می کنم. مهم نیست. اختیار دارید»
حالا باز هم ادامه دارد…
مملکته داریم؟ این روزها بحث تکراریه گشت ارشاد هست و دوباره مبارزه با فساد اخلاقی به قول اینا. یعنی دختر و پسر های ما نمی فهمند که چی بپوشند حالا اینا میخوان بیان تذکر بدن. تکلیف اون خانمی که دوست نداره محجبه باشه چی پس؟ حجاب یک مورد فقهیست نه قرآنی، پس نباید به زور تهمیلش کرد به خانم ها. صبح تا شب میگن رضا شاه به زور کشف حجاب کرد، حالا شما هم دارید به زور حجاب رو میارید، خوب آیا هردوش زور و دیکتاتوری نیست؟ یه مصاحبه هست که توش پر است از حرفهای جالب و خوندنی، شایدم خنده دار. خودتون بخونید.
توجه شما رو به یه مصاحبه جلب میکنم:
وی با اشاره به اینکه در حوزه پلیس ۱۱۰ که بیشترین اقدامات را در بخش خدماترسانی انجام میدهد، حضور پلیس ۲۰ تا ۲۲ دقیقه پس از تماس مردم است، گفت: از آنجا که هدفمان ایجاد احساس امنیت برای شهروندان بود، بنا را بر سرعت در این زمینه گذاشتیم و با طرحی که به زودی اجرا میشود زمان حضور پلیس را به ۱۰ یا زیر ۱۰ دقیقه میرسانیم و انتظار داریم که پایینتر هم بیاید.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ با تاکید بر اینکه بنایمان سرعتبخشی و اقدام مناسب در رابطه با خواست مردم و رفتار مناسب با مردم است، گفت: پانزدهم اسفندماه سال گذشته تحقیقاتی در سطح شهر تهران انجام دادیم و خواست مردم بررسی شد که یکی از خواستهای مهم برخورد با اراذل و اوباش بود.
وی تاکید کرد: مردم انتظار دارند که پلیس با افراد گردنکش برخورد کند از این رو برخورد قاطع با این افراد صورت میگیرد و اولویت ما برخورد با اراذل و اوباش است.
ساجدینیا خاطر نشان کرد: بحث دوم برخورد با خردهفروشان مواد مخدر و معتادان پرخطر و تابلو بود که در سطح معابر حضور دارند که نیز در دستور کار قرار گرفته و به زودی در این زمینه برخورد میشود.
رئیس پلیس پایتخت با اشاره به اینکه خواست دیگر مردم برخورد با مزاحمان نوامیس در سطح معابر و پارکها بود ادامه داد: این موضوع نیز قطعا با برنامهریزی و هماهنگی با مراجع قضایی عملیاتی میشود و خواست دیگر مردم مبارزه با سرقت بود.
ساجدینیا توضیح داد: ازابتدای سال تاکنون اقدامات خوبی در این زمینه صورت گرفت و چندین باند سرقت زده شدند و کشفیات پلیس از ابتدای امسال تاکنون در رابطه با سرقت ۴۰ درصد افزایش داشت و دستگیریها نیز ۴۸ درصد افزایش را نشان میدهد.
از سوی دیگر در ماههای آینده وضعیت مطلوبتری خواهیم داشت و آموزش مردم را نیز در نظر گرفتهایم.
» ادامه مطلب
این روز ها از رسانه های ملی و خارجی فارسی زبان، مثل بی بی سی، شبکه خبر، صدای آمریکا و غیره زیاد می شنویم که آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران، تهران رو شهری آسیب پذیر عنوان کرده و گفته اند که شهر شلوغ است و حداقل باید ۵ میلیون نفر این شهر رو تکر کنند تا در برابر حوادثی مثل زلزله مشلکلات خدمات رسانی و تلفات جانی کمتر داشته باشیم.
تا چه حد این حرف ایشون درست است جای بحث دارد، اما چیزی که واضح است این است که تهران واقعا شهر شلوغی شده که البته دلیل این شلوغی عدم مدیریت صحیح خود دولت کنونی و دولت های پیشین بوده که به دلیل ندادن خدمات رفاهی و ایجاد شغل در شهرستان ها، باعث کوچ مردم به پایتخت شده، و این شلوغی با همین جمعیت کنونی هم می تواند با مدیریت صحیح قابل کنترل باشد ولی متأسفانه به دلیل ضعف مدیریتی در کشور، ما این مورد رو نمی بینم و می بینیم که حرف های نپخته ای چون پیشنهاد ترک تهران به مردم و در عوض دادن زمین، وام ۴ درصد و یارانه و یا افزایش ۲۵ تا ۵۰ درصدی حقوق کارمندانی را خبر می دهند.
به جای این کار ها می توانند زیر ساخت های شهر تهران رو درست کنند، ما شهرهایی داریم که چندین برابر تهران جمعیت دارند ولی کشورهای دیگر با مدیریت صحیح به راحتی کنترل شهر را به دست دارند.
اما آیا دلیل واقعی این حرف، نگرانی دولت به خاطر مشکلات حوادث طبیعی یا غیره است؟
بعضی ها هم حوادث پس از انتخابات و شلوغی خیابان های تهران رودلیل نگرانی دولت عنوان کردند و میگویند که این حوادث دولت رو به فکر فرو برده. شاید نگران این هستند که با این جمعیت اگر روزی به هر دلیلی مردم بر علیه دولت به خیابان ها آمدند، چطور این جمعیت را کنترل کنند؟!!! دولت با این کار در صدد خالی کردن و کم جمعیت کردن شهر تهران است تا در چنین مواقعی کنترل راحتری بر شهر داشته باشد.
این روزها دولت با شهر نشینی، دانشجویی و کلاً تمدن مشکل دارد و خیلی دوست دارد که مردم به سمت همان روستا ها بروند و زندگی کنند و بعید نیست که چند روز بعد بشنویم هر کس به روستا های خود برگردد به او یک عدد ماشین و وام خواهیم داد.
این روز ها شایعات زیادی در وبلاگ ها، بین مردم شهر و شبکه های اجتماعی شنیده میشه که دولت در صدد تولید یک زلزله ی مصنوعی هست تا با این که کار مردم رو ترسانده و باعث بشه عده ای تهران را ترک کنند.
تنها چیزی که در نتیجه می توانم بگویم، عدم برنامه ریزی صحیح و مدیریت شهری، تنها عامل شلوغی تهران است و با این تهسیلات و کارها نمی توان مردمی را وادر به ترک کردن خانه ی خود کرد.